انشاءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءء......

نشاء یک بچه دبستانی در مورد ازدواج

نام : كمال
كلاس : دبستان
موزو انشا : عزدواج!

هر وقت من یك كار خوب می كنم مامانم به من می گوید بزرگ كه شدی برایت یك زن خوب می گیرم.
تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.

حتمن ناسرادین شاه خیلی كارهای خوب می كرده كه مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم كه اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشكلات انسان را آدم می كند.
در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.

از لهاز فكری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فكر ندارد كه به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند كه كارشان به تلاغ كشیده شده و چه بسیار آدم های كوچكی كه نكشیده شده. مهم آشق است !

اگر آشق باشد دیگر كسی از شوهرش سكه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا كلی سكه جم كرده ام

ادامه نوشته

دارم سعی می کنم همرنگ جماعت شوم،

آهای جماعت...

میشود کمکم کنید؟؟؟؟؟؟

شما دقیقا چه رنگی هستید؟!

خوبم...

خوبم …!
باور کنید …؛
اشک ها را ریخته ام …
غصه ها را خورده ام …؛
نبودن ها را شمرده ام …؛
این روزها که می گذرد …
خالی ام …؛
خالی ام از خشم، دلتنگی، نفرت …؛

یه جمله....

یکی از بدترین روزا...

وقتی بد شروع میشه تا آخرش بد میشه... رد خور نداره کاش میشد ساعت 12 شب تموم می شد .... گندت بزنن 27 بهمن ....


ما همیشه صداهای بلند را می شنویم ،

پر رنگ ها را می بینیم ، سخت ها را می خواهیم ،

غافل از اینکه خوب ها آسان می آیند ،

بی رنگ می مانند و بی صدا می روند .

(خدا خافظ...)


اصل 31.......

تمام اصلهای حقوق بشر را خواندم

و جای یک اصل را خالی یافتم

و اصل دیگری را به آن افزودم

عزیز من

اصل سی و یکم:

هرانسانی حق دارد هر کسی را که میخواهد دوست داشته باشد!

پابلو نرودا

دلم...

جوان بودم ...

یا شاهچراغ...

دلم خیلی از دنیا پر...

خودم با خودم قهر کردم ....
این همون آخر دنیاست که میگن ...
خدایابده یکم از اون صبرای ایوبت بهم...
شدم مثل آدمایی که دیونن ...
من و خودم (2نفری ) ...


تیم فوتبال دانشگاه شیراز

تیم فوتبال دانشگاه شیراز بعد از مدت ها دیروز تمرینات خود را آغاز کرد. شواهدحاکی از این بود که تمامی بازیکنان قدیمی و ناراضی این تیم دیروز با حضور در تمرینات به صورت جدی عزم خود را برای گرفتن سهمیه ی المپیاد جزم کردند...



.

تغییر کن

سلام ،برگشتم اونم پر انرژی..

یه مدت کوتاه میرم ،یکم خستم ،به وبلاگمم سر نمیزنم ... فعلا...

بعضی مردا...

ﻳﻪ ﺳﺮﻱ ﻣﺮﺩﺍ ﻫﺴﺘﻦ ... ﺗﻴﭗ ﻫﺎﻱ ﺳﻨﮕﻴﻦ ﺧﺎﺻﻲ ﻣﻴﺰﻧﻦ ﺍﮐﺜﺮﺍ تیره ﭘﻮﺷﻦ . 

ﺍﻭﺩﮐﻠﻦﺧﺎﺹ ، ﻣﺜﻼ ﻻﻟﻴﮏ ﻣﻴﺰﻧﻦ یا اصلا نمیزنن همش یه بو میدن .

.. ﻗﻬﻮﻩ ﺭﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺷﻴﺮ ﻭﺷﮑﺮ ﻣﻴﺨﻮﺭﻥ ؛ ﺗﻠﺨﻪ ﺗﻠﺦ ! 

ﻣﺮﺩﺍﻳﻲ ﮐﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻣﻴﺸﻦ ﻭ ﺳﺎﻋﺖ1ﺷﺐ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻮ ﺧﻴﺎﺑﻮﻧﺎ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﻲ ﻣﻴﮑﻨﻦ ﺩﺭ

ﺣﺎﻟﻲ ﮐﻪ ﻳﻪ ﺁﻫﻨﮓ ﺧﺎﺻﻮ 100 ﺑﺎﺭﮔﻮﺵ ﻣﻴﮑﻨﻦ .

 ﻫﻤﻮﻧﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺎﻓﻪ ﻭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﻴﺮﻥ . 

ﺷﺒﺎ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﻗﺪﻡ ﻣﻲ ﺯﻧﻦ ﻭ همش دستاشون تو جیبشونه و سرشون پایینه.

 ... ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﮐﻪ ﻧﮕﺎﺷﻮﻥ ﻣﻴﮑﻨﻲ

ﺍﺑﺮﻭﻫﺎﺷﻮﻥ ﮔﺮﻩ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺗﻮ ﻫﻢ ، ﻫﻤﺶ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﮑﻨﻦ ... 

ﻭﻟﻲ ﻭﻗﺘﻲ ﻧﺰﺩﻳﮏ ﻣﻴﺮﻱﻭ ﺑﺎﻫﺎﺷﻮﻥ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﻴﮑﻨﻲ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﻭ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺧﺎﺻﻲ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﺣﺮﻑ ﻣﻴﺰﻧﻦ ! 

ﺍﻳﻨﺎ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺁﺩﻣﺎ ﺑﺮﺍ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺩﻟﻦ .

 ﻫﻤﻮﻧﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﺭﺍﺟﺒﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺩﺍﺭﻥ ﻭ ﻧﮕﻔﺘﻪ ﻣﻴﻔﻬﻤﻦ ...

ﺍﻣﺎ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺩﺍ ﻳﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺜﻞ ﺑﻘﻴﻪ ﻣﺮﺩﺍﻱ ﻣﻌﻤﻮﻟﻲ ﺑﻮﺩﻥ !!! ﺍﺳﭙﻮﺭﺕ ﻣﻴﭙﻮﺷﻴﺪﻥ ، ﺑﺎ

ﺻﺪﺍﻱ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﻴﺨﻨﺪﻳﺪﻥ ، ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﻣﻴﺪﻳﺪﻥ ، ﭼﺸﻢ ﭼﺮﻭﻧﻲ ﻣﻴﮑﺮﺩﻥ ﻭ ... 

ﺧﻼﺻﻪ

 ﻋﻴﻦ ﺧﻴﺎﻟﺸﻮﻥ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ  ﺑﻮﺩﻥ ! ﺗﺎ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﻳﻪ ﺭﻭﺯ، ﻳﻪ ﺯﻥ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺷﻮﻥ ﺍﻭﻣﺪ . ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻥ ... 

ﺯﻧﻲ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﻴﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﻋﻮﺽ ﮐﺮﺩ ، ﺗﻨﻬﺎﺷﻮﻥ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ !!!

 ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯ

ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺩﺍ ﺧﻴﻠﻲ ﻋﺠﻴﺐ ﻭ ﺧﺎﺹ ﺷﺪﻥ .ﺧﻼﺻﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺩﺍ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﺧﻴﻠﻲ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺟﺬﺍﺑﻦ

ﻭﻟﻲ ﺍﮔﻪ ﺑﺨﻮﺍﻱ ﻭﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﻴﺸﻮﻥ ﺑﺸﻲ ... ﻭﻗﺘﻲ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺑﮕﻲ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ، ﻏﺼﻪ ﺭﻭ ﺗﻮ

ﭼﺸﺎﺷﻮﻥ ﻣﻴﺒﻴﻨﻲ ... ! ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻦ ﻣﻨﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ !!! یا از اون زن قدیمی جلوت حرفی نزنن ... ﺑﺮﺍ ﻗﺮﺍﺭﺷﻮﻥ ﻋﺠﻠﻪ ﻭ

ﻫﻴﺠﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﻥ ! ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺩﺍ ﺩﻳﮕﻪ ﺧﻴﻠﻲ ﺳﺨﺖ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻣﻴﮑﻨﻦ ! ﺍﮔﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﮕﻲ ،

ﺳﻌﻲ ﻧﻤﻴﮑﻨﻦ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﻦ ﻭ ﻣﭻ ﺑﮕﻴﺮﻥ ﻭ ... 

ﺑﻠﮑﻪ ﻳﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﮐﻮﭼﻴﮏ ﺑﺎ ﭼﺸﺎﻱ ﺧﻤﺎﺭﻣﻴﺰﻧﻦ ﻭ ﺁﺭﻭﻡ ﭘﺎ ﻣﻴﺸﻦ ﻭ ﻣﻴﺮﻥ . ﻭﻗﺘﻲ ﺭﻓﺘﻦ ﺩﻳﮕﻪ 

ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ ﺑﺮﻧﻤﻴﮕﺮﺩﻥ . ﺣﺎﻻ ﺣﺎﻻﻫﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﻧﺪﺍﺭﻥ

 ﻭ ﺍﺻﻼ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻦ ﺩﻝ ﺭﺣﻤﻦ ... ! ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺩﺍ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺩﺭﺩﺍﻱ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﻭ

ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮﺩﻥ ... ﻳﺎﺩﺕ ﻧﺮﻩ ﺩﻳﮕﻪ ﻫﺮ ﺩﺭﺩﻱ ﺑﺮﺍﺷﻮﻥ ﺩﺭﺩ ﻧﻴﺴﺖ...

میتونن تنها زندگی کنن حتی همه ی عمر...........


مغرور...........نباش..............دیگه................

بخندیم باهم ،قبول؟ نه به هم .........

جداجووون دوستت دارم ...

خودم نوشتم و برای خودم ...



عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بنویسم ،نوشتم:
خدایا دارا وندارم را ندارم ...
خدایا بود ونبودم را نبودم ...
خدایادانستن وندانستنم را ندانستم ...
خدایا رفتن ونرفتنم را نرفتم ...
خدایاتورا داشتن ونداشتن را نداشتم ...
خدایابودم ؟نبودم؟رفتم؟نرفتم؟دانستم؟ندانستم؟رفتم؟نرفتم؟داشتم؟نداشتم؟؟؟
خدایااااااااا..................

خوب باشیم؟؟؟

سعی نکن متفاوت باشی...

سعی کن خوب باشی

خوب بودن ب اندازه کافی متفاوت است...!

به سلامتی رفیق...

لااله الاالله......

دختر ۱۲ساله اومده پست گذاشته 

از درد تنهایی بمیر اما زاپاس عشق کسی نشو 

خب سوالی که پیش میاد اینه که 

عروسک این بچه رو کی ورداشته ؟